معرفی و توصیف جنس های معروف و شاخص سنگواره های گیاهی ایران
فهرست بندی :
v جنس هاي شاخص سيکادوفيت ها در ایران
v جنس هاي شاخص ژنکوفيت ها ( Ginkgophita )در ایران
v جنس هاي شاخص مخروطيان ( CONIFERPHYTA ) در ایران
v جنس هاي شاخص فيليکو فيت ها ( Filicophyta ) در ایران
v جنس هاي شاخص پترويدوفيلا ( petridophyla ) در ایران
v جنس هاي شاخص گروه ديپ تري دآسه آ ( Dipteridacea ) در ایران
v جنس هاي شاخص گروه اسپينوفيدها ( يا دم اسبيان ) در ایران
v جنس هاي شاخص گروه ليکوفيت ها در ایران
v جنس هاي شاخص گروه پسيلوفيت ها در ایران
v جنس هاي شاخص گروه گلسوبتريا در ایران
منبع : جزوء دکتر عزیز الله طاهری ( دانشگاه صنعتی شاهرود )
جنس هاي شاخص سيکادوفيت ها در ایران :
سيکادوفيت ها از بازدنگان هستند و به دو گروه بزرگ الف ) سيکادال ها و ب) بنتيتال ها تقسيم مي شوند. از اوايل دوران دوم ظاهر شده اند بنتيتال ها بطور کلي منقرض شده اند. و حداکثر توسعه را در تا کرتاسه داشته اند.ولي تعداد معدودي از سيکادال ها امروزه هم يافت مي شوند. اين دو گروه از نظر برگ هاي نازا که استريل ناميده مي شود شباهت زيادي با هم دارند. تمايز بين اين دو گروه با ويژگي هاي زير امکان پذير است :
1)در بنتيتال ها ديواره سلول هاي اپيدرم موج دار است و سلول هاي روزنه دهانه استومات ها غالبا عمود و يا نزديک به عمود نسبت به رگبرگ ها است و سلول هاي محافظ و سلول هاي همراه روزنه ها هم داراي منشا مشترکي هستند . از جنس هاي اين زير گروه در ايران به " پتروفيلوم "و " آنوموزاميتس " و " نيلسونيوپتريس " و "زاميتس " و "اُتوزاميت " و "ديکتيو زاميت " و " پتيلوفيلوم " مي توان اشاره کرد.
2)در سيکادال ها ديواره سلول هاي اپيدرم صاف و سلول هاي روزنه با رگبرگ ها موازي هستند . و سلول هاي محافظ و سلول هاي همرا روزنه ها هر کدام داراي منشا مستقل و جداگانه مي باشند. از جنس هاي اين زير گروه در ايران به " ميلسنيا " و " کتينيس " و " کتنوزاميت " و " پتيلوزاميت " مي توان اشاره کرد.
A ) جنس هاي شاخص بنيتيتال ها در ايران :
در فسيل هاي گياهي ايران که مربوط به ترياس بالايي _لياس مي باشند ، بنيتيتال هااز گسترش بسيار زيادي برخور دارند و جنس هاو گونه هاي متعددي از آنها تاکنون از حوضه البرز و ايران مرکزي گزارش شده اند . به ويژه در معدن ذغال سنگ تعداد زيادي از اين نمونه ها در کارهاي اکتشافي شناسايي شده اند.
تقسيم بندي کلي بنتيتال ها :
الف ) نمونه هاي داراي پهنک تقسيم نشده : مانند Nillssonipteris
ب) نمونه هايي که پهنک تقسيم شده دارند سه دسته هستند:
1) نمونه هايي که رگبرگ ها از تمام پهناي قاعده آنها خارج شده و کناره پينول را قطع نمي کنند. مانند :پتروفيلوم و اُنوموزاميت
2) نمونه هايي که رگبرگ ها کناره پينول را قطع مي کنند . مانند: اُتوزاميت _پتيلوفيلوم_زاميت
3) نمونه هايي که سيستم رگبرگي مشبک دارند . مانند : ديکتيوزاميت
چند جنس شاخص آنها را در ايران مي نويسم ، توصيف هر جنس براي شناسايي صحرايي زمين شناسي با لوپ و شرايط آزمايشگاهي براي تشخيص جنس لازم مي باشد:
1) Petrophyllum ( پتروفيلوم ) : به سن استفانين _کرتاسه مي باشد .فروند پنه ،که پينول ها به هم متصل هستند پينول مستطيلي شکل و انتهاي ترونکه ولي گاهي به صورت گرد و ندرتا کشيده و نوک تيز هم مشاهده مي شود، رگبرگ ها از تمام قاعده پينول خارج شده و به موازات هم در طول برگ هستند و دوشاخه ( ديکوتومي )و تا انتهاي پينول امتداد دارند .در برخي گونه ها رگبرگ ها يش از يکبار منشعب مي شوند. پينول ها مي توانند به مقدار خيلي کم در نزديکي قاعده به هم متصل شوند. شکل فروند پنه و در مجموع به شکل سر نيزه اي يا خطي سرنيزه اي مي باشد. در برخي گونه ها پينول در محل اتصال به راشيز در قاعده کمي پهن تر مي شود.
2) Anomozamites ( آنوموزاميت ) : به سن استفانين _ کرتاسه مي ابشد. در ابتدا نمونه هايي از پتروفيلوم که پهنک آنها تقريبا کامل و يا تقسيم شده به طور بي قاعده بودند تحت عنوان انوموزاميد نامگذاري شدند. ولي بعد ها گونه هاي از انوموزاميد مشاهده گرديد که تقسيم شدگي منظم داشتند و تشخيص آنها از پتروفيلوم سخت است .به طور کلي نمونه هايي که طول پينول از دو برابر عرض کمتر باشد تحت عنوان آنوموزاميد نامگذاري مي شود . براي تشخيص از اين معيار استفاده مي کنيم که نمونه هايي که طول پينول آنها کمتر يا برابر با عرض باشد تحت عنوان آنوموزاميد ناميده مي شوند.
3) Nilesoniopteris ( نيلسونيوپتريس ) : به سن ژوراسيک مي باشند و فروند ، پنه دارند که پهنک ساده و تقسيم نشده و سرنيزه اي شکل از مشخصه اين جنس است . رگبرگها تحت زاويه قائم و يا نزديک به قائم از راشيز جدا مي شوند و به ندرت به صورت ساده وجود دارند و اغلب ديکوتومي مي باشند. پسوند تريس ، شباهت آنرا به سرخس ها نشان مي دهند .مشابه اين جنس در سيکادال ها هم وجود دارد و در اينگونه موارد ساختمان اپيدرم به زمين شناس براي تفکيک جنس ياري مي رساند.به اين صورت که اگر نمونه اي با مشخصات فوق وجود داشته باشدو اپيدرم آن از نوع بنتيتال باشد آنرا تحت نام نلسنيوپتريس نام مي گذارند و در صورتي که ساختمان اپيدرم از نوع سيکادال باشد نمونه فوق Doratopyllum ( دوراتوفيلوم ) نام مي گيرد .و اگر اپيدرم موجود نباشد از نام کلي Toeniopteris براي نامگذاري بهره برده مي شود.
4) Zamites ( زاميت ) : فروند پنه و سرنيزه اي شکل تا خطي _سر نيزه اي است و ابعاد آن متغير بين 50 تا 60 سانتيمتر است . پينول ها در قاعده بصورت متقارن حمع شده و با اين قاعده جمع شده به صورت مايل به سطح فوقاني راشيز اتصال دارند . راس پينول اُبتوس ( حاده ) مي باشد. رگبرگ ها از بخش جمع شده خارج شده و حالت دور شونده از هم دارند يک يا چند بار ديکوتومي شده و کناره پينول را قطع مي کنند . رگبرگ هاي مياني مي توانند تا انتهاي پينول توسعه داشته باشند.
5) Otozamites ( اُتوزاميت ) :به سن ترياس _کرتاسه و فروند پنه ،سرنيزه اي تا خطي سر نيزه اي مي باشد . شکل پينول ها تخم مرغي شکل تا تخم مرغي خطي و گاهي دايره اي شکل و انتهاي پينول ها گرد يا زاويه حاده دارند. غالبا به صورت متناوب و به صورت مايل به سطح فوقاني راشيز متصل مي شوند . قاعده پينول ها قلبي شکل غير قرينه است به نحوي که لُب بالايي گسترش بيشتري پيدا مي کند. سيستم رگبرگي از نقطه اتصال پينول به راشيز به طور شعاعي خارج مي شود و يک يا چند بار ديکوتومي و کناره پينول هم قطع مي کند.
6) Dictiozamites ( ديکتيوزاميت ) : شاخص ژوراسيک _فروندپنه ،پينول هزباني شکل و کشيده مي باشد.قاعده پينول ها بطور طبيعي غير قرينه جمع شده و باقسمتي از آن به طور مايل به سطح فوقانيراشيز متصل مي گردند. مهمترين مشخصه ان مشبک بودن سيستم رگبرگي است .
7) Ptilophillum ( پتيلوفيلوم ) : شاخص ژوراسيک ،فروند پنه به شکل خطي يا خطي سرنيزه اي مي باشد و کنره هاي پينول کامل وانهاي پينول به صورت گرد يا حاده ديده مي شود. پينول ها اغلب خطي و دراز و در بخش طولي خود و يا قسمتي از قاعده به هم متصل اند . رگبرگ ها از تمام پهناي قاعده خارج مي شوند ، ديکو تومي شده و کناره هاي پينول را قطع مي کنند. قاعده برگ غالبا دکورانت ( پينول مثلثي که به سمت قاعده حالت کشيدگي دارد ) است . ولي چون برگ ها روي هم هستند اين حالت ديده نمي شود. نحوه اتصال به راشيز به صورت مايل است در برخي موارد امکان دارد با اُتوزاميت اشتباه شود ولي از مشخصات مهم اتوزاميت اين است که از بخش وسط به طرف بالا و پائين پينول ها کوچکتر مي شوند ولي در پتروفيلوم به جز در چند سانتيمتر ابتدايي فروند فپينول ها يک اندازه اند. کناره برگ تا فاصله طولاني به موازات همديگر مي باشند.
B ) جنس هاي شاخص سيکادال ها در ايران :
1) Milssonia ( ميلسونيا ) : شاخص ترياس بالايي _لياس مي باشد . فروند پنه به شکل سرنيزه اي يا خطي ديده مي شود. پهنک اين جنس به دو صورت ديده مي شود : الف ) پهنک کامل ب ) پهنک تقسيم شده به پينول هايي که داراي عرض مساوي نيستند . رگبرگ ها ساده ،قوسي شکل و باوضعيتي مايل از راشيز خارج مي شوند و روي راشيز را مي پوشانند . اگر پهنک تقسيم شده باشد .با جنس پتروفيلوم اشتباه مي شود ولي با توجه به اينکه در پتروفيلوم رگبرگ ها اکثرا حالت ديکوتومي دارند و در ميلسونيا رگبرگ ها کماني شکل هستند از هم تفکيک مي شوند همچنين در پتروفيلوم عرض پينول ها يکسان است ولي در ميلسونيا اينگونه نيست . رگبرگها در هنگام تقسيم شدن روي راشيز را مي پوشانند.
2) Cetinis ( کتنيس ) : شاخص ترياس بالايي _لياس است . کاملا شبيه به پترو فيلوم ،ولي وجه تمايز آن وجود رگبرگ هاي ضخيم تر که در بخش هاي مختلف همديگر را قطع مي کنند.يعني داراي سيستم رگبرگي مشبک هستند.
3) Cetenozamites ( کتنوزاميت ) : شاخص ژوراسيک و گاهي هم در ترياس فوقاني وجود داشته است تنها سيکادوفيتي است که فروند بي پنه دارد . راشيز اصلي ضخيم و مشخص و فروند نسبتا بزرگ دارد . شکل پينول ها حالت لوزي يا متوازي الاضلاع دارد از نظر سيستم رگبرگي رگبرگ ها در راستاي هم ،ساده يا ديکوتومي مي باشند و برخي از انها حاشيه پينول را قطع مي کنند و برخي تا انتهاي پينول ادامه دارند. رگبرگ ها در بخش قاعده نزديک به هم هستند و در انتهاي پينول حالت دور شونده دارند . برخي نمونه ها کاملا شبيه اين جنس ولي فروند حالت ديکوتوم دارد به اين نمونه ها پتيلوزاميت (Ptilozamites ) گويند . از نظر سن و مشخصات کاملا شبيه به کتنوزاميت هستند و چون نمونه اي که خصلت هر دو را نشان دهد شناسايي نشده است بنابراين جداگانه ناميده مي شوند.
**************************************************************
جنس هاي شاخص ژنکوفيت ها ( Ginkgophita )در ایران:
اين گروه گياه بومي ايران نيستند و در آسياي جنوب شرقي گسترش زيادي دارند . ولي در ترياس بالايي و لياس در ايران گسترش داشته اند . و در حقيقت جزء بازدانگان اوليه محسوب مي شوند. نمونه هايي که در اين گروه قرار مي گيرند برگ هاي تقسيم شده به قطعات مختلف دارند که به هر کدام يک "لُب " گويند. تفکيک و وجه تمايز آنها بر اساس مشخصات برگ و سيستم رگبرگي است . از نظر روند تکاملي برگ ها روند کاهش در تعدا تقسيم شدگي را از خود نشان مي دهند. به نحوي که امروزه فقط يک تقسيم شدگي و انهم در بخش مياني در آنها مشاهده مي شود. از جنس هاي اين گروه در ايران به " Ginkgoites " و " بايرا "و " Bairella " و " Sphenobaira " و " Czekanawskia " مي توان اشاره کرد.
1) Ginkgoites ( ژینکویتس ) : دارای نمونه امروزی می باشد ،برگ تقریبا مثلی با کناره های نیم دایره ای که به دوبخش چپ و راست تقسیم می شود و هرکدام از این قسمت ها حداقل یکبار تا نیمی از طول خود و گاهی بیشتر تقسیم می شوند. رگبرگ های داخل این لُبها ساده یا دیکوتوم هستند . یکی از تفاوت های نمونه فسیل و نمونه عهد حاضر در این است که نمونه فسیل یک دسته برگ دارد ولی نمونه عهد حاضر دارای دو رگبرگ هستند . در ژینکویتس تقسیم شدگی به لُب ها کم می باشد. در هر لُب 4 یا 6 رگبرگ وجود دارد.
2) Baira ( بایرا ) : دارای دم برگ است با این تفاوت که تقسیم شدگی برگ بیشتر است و بنابراین تعداد لُبهای آن بیشتر می گردد . لُبها باریک و خطی و مهمترین ویژگی آن این است که بیش از 4 رگبرگ در هیچ یک از لُب ها مشاهده نمی شود . در صورتی که در ژینکویتس در لُب های انتهایی 4 یا 6 رگبرگ وجود دارد . در ژینکویتس حاشیه لُب ها حالت تحدب دارد ولی در بایرا حاشیه لُب ها در راستای هم می باشد.
3) Bairella ( بایرلا ) : کاملا شبیه به بایرا با ین وجه تمایز که در هر لُب یک رگبرگ وجود دارد.
4) Sphenobaira ( اِسفنوبایرا ) : در این جنس فقدان دم برگ و تقسیم شدگی به لُب ها بصورت عمیقی مشاهده می شود. و در هر لُب بیش از 4 رگبرگ وجود دارد. لُب ها طویلتر از بایرا و در انتهای آن دسته رگبرگ ها مشخص هستند. اگر بخش قاعده انها کشیده نباشد و بسته شود تحت نام اِسفنوفیلوم خوانده می شوند.
5) Czekanawskia ( چکانُسکیا ) : در ایران دو گونه از این جنس وجود دارد . بریدگی عمیق و لُب ها باریک و خطی و در این لُب ها یک یا دو رگبرگ وجود دارد نمونه های ایرانی یا دارای یک رگبرگ هستند و یا دارای دو رگبرگ می باشند . ولی در برخی موارد نومنه هایی گزارش شده اند که دارای 4 رگبرگ و فاقد دمبرگ بوده اند .
**************************************************************
جنس هاي شاخص مخروطيان ( CONIFERPHYTA ) در ایران:
اين گروه از گياهان در اواخر پالئوزوئيک ظاهر شده اند و در دوران دوم گسترش زيادي داشته اند به نحوي که انواع گوناگوني از آنها در سنگ هاي رسوبي ترياس بالايي _ لياس ايران توسعه داشته اند.در برخي موارد با جنس هاي سيکادوفيت ها شباهت دارند. ولي در سيکادوفيتها آرايش پينول ها هميشه به صورت دو طرفي مي باشد . ولي در مخروطيان آرايش مارپيچي پينول ها وجود دارد و روي راشيز هم پينول ها قرار مي گيرند . از نظر اندام زايا کاملا با هم متفاوتند مخروطيان با استفاده طرز قرار گيري پينول ها و سيستم رگبرگي از هم و از بقيه گروه ها تفکيک مي شوند.در اين گروه بجاي واژه پينول از فوليول استفاده مي گردد.از جنس هاي اين گروه در ايران به " Podozamites " و" Elatocladus " و " Brachiophyllum " و " Pagiophyllum " و " Cverssinocladus " و " Nagiosis " مي توان اشاره کرد.
1) Podozamites ( پودوزامیت ) : فولیول ها توسط پایه کوتاهی و با وضعیتی مارپیچ بر روی محور قرار می گیرند.فولیول ها خطی سرنیزه ای یا تخم مرغی سرنیزه ای می باشند .و از دو طرف به سمت راس تدرریجا باریک می شوند کناره ها کامل است انتهای گرد یا حاده و در برخی موارد وضعیت موکرونه ( نوک دار ) دارند .سیستم رگبرگی ساده یا دیکوتوم که ابتدا از هم دور می شوند و بعد در راستای هم قرار می گیرند و تا راس فولیول ادامه دارند رگبرگ ها حاشیه فولیول را قطع نمی کنند. از جنس های شبیه پودوزامیت می توان زامیت را نام برد .وجه تمایز این دو در این است که در زامیت رگبرگ ها کناره پینول را قطع می کنند و اینکه پودوزامیت ها دارای پایه هستند و دیگر اینکه محل دیکوتومی شدن در پودوزامیت در نیمه پایینی پینول است ( بخش نزدیک به قاعده ) . گونه های مختلفی از این جنس گزارش شده اند.که ابعاد فولیول ها و تعداد رگبرگ ها در هر سانتیمتر در گونه های گوناگون متفاوت است .
2) Elatocladus ( اِلاتوکلادوس ) : تحت این نام شاخه های برگ داری را که مرتبط با مخروطیان می شناسند ولی اندام های زایا در آنها گزارش نشده است بنابراین نمی توان هریک از این شاخه ها برگ دار را به یک جنس مشخص از مخروطیان نسبت داد. این شاخه های نازا دارای برگ های فلس مانند و مارپیچی هستند که اغلب دکورانت دارای یک رگبرگ و شاخه ها اغلب هدایت شده به دو طرف می باشند. بنابراین به نظر دیسدیک مشاهده می شوند. بطور کلی در این نمونه ها برگ ها قابل تقسیم به دو بخش ثابت و آزاد می باشند . بخش ثابت که چسبیده به شاخه است بخش بالشتک مانند نیز نامیده می شوند و بخش دیگر را بخش آزاد می نامند. طول بخش آزاد نسبت به بخش ثابت در نمونه های گوناگون متفاوت است . در اِلاتوکلادوس طول بخش آزاد به مراتب بیشتر از بخش ثابت می باشد.
3) Brachiophyllum ( براکیوفیلوم ) : دراین نمونه برگ ها فلس مانندو لوزی شکل هستند رگبرگ ها مشاهده نمی شوند.و ویژگی مهم آن این است که طول بخش آزاد خیلی کم می باشد.
4) Pagiophyllum ( پاژیوفیلوم ) : شبیه به براکیوفیلوم بااین تفاوت که طول بخش آزاد از بخش بالشتک مانند بیشتر است .
5) Cverssinocladus ( کوبرسینوکلادوس ) : نمونه ای شبیه به سرو امروزی است . بااین تفاوت که آرایش فولیول ها به صورت دکوسه ( زوج بالایی فولیول ها بر زوج پایینی عمود است ) می باشد .
6) Nagiosis ( ناژیوپسیس ) : نمونه ای حداواسط زامیت و پودوزامیت است و در فروند آن شاخه ها به صورت منشعب هستند . همانند زامیت رگبرگ ها کناره فولیول را قطع می کنند .راشیز ضخیم و انتهای فولیول ها و گرایشی متقابل از خود نشان می دهند.
**************************************************************
جنس هاي شاخص فيليکو فيت ها ( Filicophyta ) در ایران:
اين گروه اولين بار در دونين مياني ظاهر شده و تا امروز نيز گسترش خود را ادامه داده اند . از فراوانترين نهانزادان آوندي هستند.و امروزه نيز از تنوع زيادي برخور دارند نمونه هايي را به فيليکوفيت ها نسبت مي دهيم که همراه برگ اندام زايا نيز مشاهده شود در برگ سرخس هايي که اندام زايا به صورت سُور يا سينانژ در سطح زيرين برگ وجود دارد به گروه فيليکوفيت ها نسبت داده مي شوند. از جنس هاي اين گروه در ايران مي توان به " ماراتيوپسيس ( Marattiopsis ) " و پلبوپتريس ( Phlebopteris ) " و کلوکيا ( Klukia ) اشاره کرد .
1) Marattiopsis (ماراتيوپسيس ) : دراین جنس فروند به صورت پنه یا بی پنه باشد . پن ها تقسیم نشده و کامل ، که نوک گرد هستند قاعده پن ها گرد یاقلبی شکل ، حاشیه پن ه اکامل یا خیلی ظریف دندانه دار است . رگبرگ میانی کاملا مشخص و رگبرگ های جانبی ساده یا دیکوتوم هستند . غالبا عمود و گاهی مایل قرار می گیرند .اسپرانژ به صورت سینانژ در طرفین رگبرگ میانی غالبا در امتداد رگبرگ های جانبی وروی انها قرار می گیرند.
2) Phlebopteris (پلبوپتريس) : در سنگ های لیاس ایران وجود دارند ،فروند مونوپودیک یا دیکوتوم دارند پینول ها طویل و آزاد یا متصل به هم در چند میلیمتر اول قاعده ، رگبرگ میانی برجسته و مشخص ، رگبرگ های جانبی حالت دیکوتوم دارند .بین دو رگبرگ جانبی شبکه ایجاد می شود. رگبرگ های جانبی توسط خطوطی به هم متصل می شوند. از ویژگی های مهم آن این است که اسپورانژ ها صورت سُور در دو طرف رگبرگ میانی مشاهده می شوند . در حالتی که اسپورانژ ها به صورت سُور وجود داشته باشند. رگبرگ های جانبی قابل تشخیص نمی باشند .
3) Klukia (کلوکيا ) : شاخص ژوراسیک میانی و شبیه پکوپتریس با پینول های نازا و زایای شبیه به هم می باشند. دارای برگ های ریز با انتهایی گرد ،دارای رگبرگ میانی و رگبرگ های جانبی ساده یا دیکوتومی می باشند. بر خلاف پکوپتریس نوک پینول ها تیزتر است. تقریبا پینول ها مثلثی هستند و به راحتی به صورت تری پنه ظاهر می شوند . در پکوپتریس طول پن زیاد است ولی در کلوکیا پن ها باریک و در مجموع مثلثی شکل هستند . که این امر ناشی از کاهش تدریجی در اندازه پینول می باشد. در پینول های زایا اسپورانزها به شکل تخم مرغی یا بیضوی شکل در سطح برگ مشاهده می شوند .این فسیل از نظر چینه شناسی حائز اهمیت است زیرا بسیاری از سنگواره های گیاهی که در حوزه البرز وجود دارند گسترش زمانی نسبتا وسیع دارند یعنی هم در تریاس بالایی و هم در ژوراسیک یافت می شوند. ولی با پیدا کردن نمونه های کلوکیا در توالی های رسوبی حد و مرز ژوراسیک میانی و زیرین معین می گردد. و حد بین تریاس بالایی و لیاس با اسکیتوفیلوم مشخص می شود.
**************************************************************
جنس هاي شاخص پترويدوفيلا ( petridophyla ) در ایران :
در صورتي که برگ هاي سرخس مانند فاقد اندام زايا باشند به اين گروه تعلق دارند . از جنس هاي شاخص آن در ايران به " Pecopteris " و " Alethopteris " و " Neuropteris " و " Linopteris " و " Lonchopteris " و" ادونيوپتريس " و " ميکسيونورا " و" کاليپتريس " و " کلادفلبیس (Clodophlebis ) و " اسکيتوفيلوم ( Scytophyllum ) " و " ماريوپتريس ( Mariopteris ) مي توان اشاره کرد.
1) Pecopteris ( پکوپتریس ) : سن وستفالین _ پرمین دارد . راشیز اصلی ضخیم و پینول ها متصل به راشیز فرعی هستند . روی راشیز اصلی خطوط طولی دیده می شود . پینول ها متصل به راشیز با تمام عرض قاعده هستند و انتهای پینول ها اغلب گرد و در برخی موارد حاده و کناره های پینول کامل تقریبا موازی و صاف و به ندرت حالت دندانه دار دارند. رگبرگ میانی تا انتهای پینول مشخص است و رگبرگ های جانبی می توانند ساده یا دیکوتومی شوند (دیکوتومی شدن در این جنس فقط یکبار است )به ندرت حاشیه پینول ها به صورت دندانه دار مشاهده می شوند. پینول ها تقریبا به صورت عمود نسبت به راشیز قرار می گیرند و در یک فاصله طولانی اندازه پینول ها یکسان می باشد. پینول ها می توانند کاملا آزاد باشند یا در قسمتی از طول خود به هم متصل باشند. شرایط مناسب برای رشد گیاهان در کربونیفر بالایی _ پرمین ایران به دلیل محیط دریایی مناسب نبوده است.
2) Alethopteris( آلتوپتریس ) : به سن وستفالین _ استفانین می باشد . راشیز اصلی و فرعی وجود دارد و پینول ها خطی سر نیزه ای و متصل به راشیز با تمام پهنای قاعده می باشند و در قاعده متصل به هم هستند و اغلب دکورانت ( موج دار ) و رگبرگ میانی کاملا مشخص است .رگبرگ های جانبی ساده یا دیکوتوم هستند رگبرگ ها نازک و متراکم و انتهای رگبرگ های جانبی نزدیک لبه پینول حالت قائم به خود می گیرد . در قسمت دکورانت رگبرگ هایی وجود دارند که به طور مستقیم از راشیز منشا می گیرند.
3) Neuropteris ( نوروپتریس ) : شاخص وستفالین _ استفانین و دارای فروند دیکوتوم می باشد روی راشیز اصلی پینول های غیر طبیعی و بزرگی قرار دارد ( آفله دیس ) پینول های طبیعی روی بخش دیکوتم قرار می گیرد . پینول های انتهایی گرد و قاعده جمع شده به صورت قرینه و حالت قلبی شکل از خود نشان می دهد . رگبرگ میانی تا دو سوم طول پینول کاملا مشخص و بعد از ان واضح نیست رگبرگ های جانبی یک یا دو بار دیکوتم می شوند . در اکثر موارد یک پینول انتهایی دارند که بزرگتر از پینول های دیگر است در نمونه های هم دارای دو پینول انتهایی می باشند.
4) Linopteris ( لینوپتریس ) : شاخص وستفالین و از نظر مشخصات کاملا شبیه به نوروپتریس می باشد . قاعده قلبی شکل و رگبرگ میانی تا دو سوم مشخص است با این تفاوت که سیستم رگبرگی لینوپتریس مشبک است . و شبکه های چند گوش کاملا مشخص دارد.
5) Lonchopteris ( لوشپتریس ) : کاملا شبیه آلتروپتریس ولی دارای سیستم رگبرگی مشک است و پینول با تمام قاعده به راشیز چسبیده است .
6) Odenopteris ( اُدنوپتریس ) : سن استفانین _ پرمین را داراست . پینول با تمام قاعده و به صورت مایل به راشیز متصل می شود. در برخی موارد رگبرگ میانی مشخص و یا بدون آن است . رگبرگ ها از راشیز خارج شده و دیکوتوم می شوند.
7) Micsionora ( میکسیونورا ) : حدواسط دو جنس نوروپتریس و اُودنپتریس می باشد قاعده پینول ها شبیه به نورپتریس و سیستم رگبرگی شبیه اُودنپتریس می باشد.
8) Clodophlebis (کلادفلبیس ) : سن تریاس بالایی و ژوراسیک بالایی راداراست . فروند بی پنه و پینول های مثلثی و اِیگول دارد. متصل با تمام پهنای قاعده و دکورانت ( موج دار ) است . حاشیه پینول ها کامل یا دندانه دار و خمیده به سمت جلو و در برخی موارد انتهای پینول ها گرد و یا تیز می باشد.از نظر سیستم رگبرگی ،رگبرگ میانی کاملا مشخص و رگبرگ های جانبی دیکوتومی هستند که یک یا دو بار دیکوتومی می شوند .
9) Scytophyllum (اسکيتوفيلوم ) : شاخص تریاس بالایی و دارای گونهای به نام اسکیتوفیلوم پرشین است و در حوزه البرز گسترش دارد . فروند پنه یا بی پنه و پینول ها سر نیزه ای یا خطی با کناره های صاف یا موج دار در برخی موارد حالت دکورانت دارند . رگبرگ میانی مشخص است و رگبرگ های جانبی انشعاباتی پر مانند دارند. و به هیچ وجه تشکیل شبکه نمی دهند.
10) Mariopteris (ماريوپتريس ) : شاخص وستفالین می باشد. فروند حالت دیکوتوم دارد . پینول ها نسبت به راشیز وضعیت مایل دارند . و با تمام پهنای قاعده اتصال می یابند . حدود خارجی مثلثی شکل و در پینول رگبرگ میانی مشخص و جود دارد که از آن رگبرگ های درشت و دو شاخه ای از آن خارج می شوند و کناره پینول ها می تواند کامل و یا موج دار یا دندانه دار باشد . پینول های قاعده ای پن ، معمولا بی لُبه می باشند.
**************************************************************
جنس هاي شاخص گروه ديپ تري دآسه آ ( Dipteridacea ) در ایران :
اندام زايا در اين گروه به صورت سُور است و در پشت برگ قرار مي گيرداز نظر تکاملي در طي ترياس بالايي _لياس از تعداد پن ها کاسته مي شود. از مشخصات ديگر آنها سيستم رگبرگي غالبا به صورت مشبک است اين شبکه ها به صورت چند ضلعي و يا چهار گوش مشاهده مي شود مقدار بريدگي پينول ها هم در تفکيک جنس هاس اين گروه موثر است . از جنس هاي شاخص آنها در ايران مي توان به " ديکتيوفيلوم ( dictyophillum ) " و توماتوپتريس ( Thaumatoptris ) " و " کلاتروپتريس ( Clathroptris ) " و " کامپتوپتريس ( Camptopteris ) اشاره کرد .
1) dictyophillum (ديکتيوفيلوم ) : راشیز اصلی در این جنس اغلب به دو شاخ مساوی در انتها تقسیم می شود این دو شاخه در قاعده از هم دور و سپس پس از طی یک کمان دوباره در بالا به هم نزدیک می گردند. پن ها منحصرا در طرفین قرار می گیرند . پن ها یا به طور کامل آزاد یا در قسمتی از طول خود به هم متصل می باشند کناره های پن ها بریده شده است که بین پینول های مجاور هم زاویه ای حاده و در برخی موارد گرد شده بوجود می آید انتهای پینول ها حاده یا گرد می باشد . حاشیه انها کامل یا موج دار است . از نظر سیستم رگبرگی ،رگبرگ های میانی مشخص دارند که تا انتهای پینول ها ادامه دارد و سیستم رگبرگی شبکه های جانبی دارای شبکه های 5 یا 6 ضلعی کاملا مشخص است .
2) Thaumatoptris (توماتوپتريس ) : شباهت زیادی به دیکتیوفیلوم دارد و در گذشته آنها را از هم جدا نمی کردند ولی می توان تفاوت های زیر را بین آنها قائل شدند الف ) در توماتوپتریس پن ها مستقیما روی راشیز اصلی قرار می گیرند و حالتی قیف مانند را ایجاد می کنند در صورتی که در دیکتیو فیلوم پن ها روی دو شاخه ای که از راشیز اصلی خارج می شوند قرار می گیرد . ب ) در توماتوپتریس بریدگی پن ها بیشتر و تا راشیز ادامه پیدا می کند بنابراین پینول ها اغلب خطی و آزاد هستند در صورتی که در دیکتیوفیلوم بریدگی به انتها نمی رسد و سیستم رگبرگی کاملا شبیه دیکتیو فیلوم است . ج ) در اندام های زایای توماتوپتریس اسپورانزها ریزتر و تعداد آها بشتر می باشد.
3) Clathroptris (کلاتروپتريس ) : شبیه به دیکتیو فیلوم ولی پنه به صورت مارپیچ خارج می شوند. و تعداد پن ها به مراتب بیشتر است و گاهی به 160 عدد هم می رسد و دو شاخه در این جنس بسیار طویلتر است . دیگر اینکخ بریدگی پن ها نسبت به دیکتیو فیلوم از یک سوم بشتر تجاوز نمی کند و سیستم رگبرگی کاملا شبیه به دیکتیو فیلوم دارد .
**************************************************************
جنس هاي شاخص گروه اسپينوفيدها ( يا دم اسبيان ) در ایران :
اين گروه غالبابه صورت فسيل يافت مي شوندو اولين بار در دونين زيرين ظاهر شده اند. در کربونيفر به حداکثر گسترش و فراواني خود رسيده اند ودر ساختن جنگل هاي انبوه و لايه هاي ذغالي در کربونيفر حائز اهميت هستند .از پرمي به بعد از گسترش آنها کاسته شده است .از ويژگي هاي مهم آنها حضور اسپورانژ ها به صورت آناتروپ مي باشند. مهمترين مشخصه اين گروه همين است . ویژگی مهم دیگر این گروه این است که گیاهانی بند بند هستند .از جنس هاي آن در ايران به " Equisetum " و " Sphenophyllum " و " کالاميتس (Calamites ) " مي توان اشاره داشت.
1) Equisetum ( اکویستم ) : نمونه امروزی این گروه است . این جنس بند بند و گیاهی علفی و ارتفاع آن از چند سانتی متر تا چند متر متغیر است قطر این گیاه اغلب 2 تا 3 سانتی متر است .دارای ریزوم زیرزمینی که از آن ساقه های زایا و نازا خارج می شوند. هر کدام از ساقه های نازا دارای شاخه های فرعی هستند که با وضعیت ورتی سیله ( حلقوی ) قرار می گیرند در سطح خارجی ساقه ها ، شیارهای وجود دارد و در سطح خارجی ساقه برجستگی های طولی مشاهده می شود. در محل هر بند یا گره برگها به صورت حلقوی قرار گرفته اند. و اغلب ساده و کوچک هستند. این برگ ها در قسمتی از طول خود به هم متصل می باشندو دارای یک رگبرگ میانی هستند.نمونه هایی که به صورت فسیل یافت می شوند غالبا مشخصاتی همانند جنس امروزی اکویستم دارند .
2) Sphenophyllum ( اسفنوفیلوم ) : غالبا برگ های این گیاه به صورت فسیل محفوظ می ماند گسترش زمانی آن دونین تا پرمین می باشد .ساقه ها در این جنس غالبا پر می باشند و برگ ها حلقوی هستند. و تعداد برگ ها 6 عدد است ولی در برخی نمونه ها تا 30 عدد نیز گزارش شده است . تعداد برگ ها اغلب مضربی از 3 می باشد.برگ ها در قاعده کم عرض و در انتها پهن تر می باشند و انتهای برگ ها مضربی از قاعده برگ خارج می شوند. سپس دیکوتومی و منشعب می شوند. اگر انتهای برگ دندانه دار باشد . در هر دندانه یک رگبرگ قرار می گیرد. در برخی موارد پلی مورفیسم ( چندشکلی ) در برگ های این جنس مشاهده می گردد. و نیز در روند تکاملی برگ ها در اشکال ابتدایی بریدگی برگ ها بیشتر و در روند تکاملی به برگ ها در اشکال ابتدایی بریدگی برگ ها بیشتر و در روند تکاملی به برگ های فاقد بریدگی هستند تبدیل می گردند.
3) Calamites (کالاميتس ) : حداکثر گسترش آن در کربونیفر است . این گیاهان حالت درختی داشته که ساقه آنها ویژگی بند بندی دارد و در سطح آنها برجستگی هاو شیار هایی مشاهده می شوند همچنین در محل بند ها ،برگ ها به صورت حلقوی قرار گرفته اند . براساس اینکه وضعیت برجستگی دو بند متوالی به چه صورت باشد آنها را به جنس های زیر طبقه بندی می کنند :
الف ) پاراکالامیتس : شاخص کربونیفر زیرین است و در امتداد ساقه شیارها با هم موازیند.
ب) کالامیتس : شاخص کربونیفر فوقانی _ پرمین زیرین است . و شیارها در دو بند متوالی به صورت متناوب در بند ها نسبت به هم تکرار می شوند.
ج ) مزوکالامیتس : شاخص ابتدای کربونیفر فوقانی است و شیارها در بند های ابتدایی به صورت ممتد مانند پارا کالامیتس و در بندهایی بالایی به صورت متناوب مانند کالامیتس ظاهر می شوند.
از اجزایی از این جنس به صورت فسیل باقی می مانند برگ ها هستند که برگ های کالامیتس را تحت نام Annularia ( آنولاریا ) و Sterophilites ( استروفیلیتس ) نامگذاری شده اند . در انولاریا برگ های بیضوی و سرنیزه ای یا سوزنی شکل هستند و دارای یک رگبرگ هستند. و در استروفیلیتس برگ ها خیلی باریک تر و کاملا سوزنی و زاویه قرار گیری تقریبا 60 درجه می باشد.
اندام زایا به صورت مخروطی شکل و تحت نام های مختلفی از قبیل پالئواستاکیا ( Paleostacia ) و سنگولاریا ( Sangolaria ) و کالامواستاکیس ( CALAMOSTACIS ) نامیده شده اند. بر اساس نحوه انشعاب شاخه ها از ساقه اصلی 4 زیر جنس تشخیص داده شده است که عبارتند از :
الف ) استیلوکالامیتس (Stilocalamites ) : در این زیر جنس ساقه هوایی فاقد هر گونه انشعاب می باشد.
ب) کروسی کالامیتس ( Crosicalamites ) : در این زیر جنس شاخه های فرعی به صورت حلقوی در محل هر بند قرار می گیرد .
ج ) دیپلوکالامیتس ( Diplocalamites ) : در این زیر جنس تعداد 2 تا 3 شاخه فرعی بر روی ساقه اصلی مشاهده می شود.
د) کالامیتیینا ( Calamitina ) : در این زیر جنس برخی بندها حامل شاخه های فرعی یا جانبی می باشند .
گسترش این زیر جنس ها در کربونیفر فوقانی _ پرمین زیرین است .
**************************************************************
جنس هاي شاخص گروه ليکوفيت ها در ایران :
اين گروه در کربونيفر گسترش زيادي داشته اند. و در تشکيل لايه ها ي ذغال دار کربونيفر اروپا و امريکا نقش مهمي داشته اند. درابتدا اين گياهان علفي بوده اند و در کربونيفر به صورت درختي ظاهر شدهاند گياهاني با انشعابات دو شاخه اي بوده اند .برگ هاي کوچک و بطور فشرده روي شاخه ها را مي پوشانند. پيدايش آنها را به سيلورين بالايي نسبت مي دهند. از جنس هاي مهم آنها در ايران به " لپيدودندرم " و " سيژيلريا " مي توان اشاره کرد .
1) Lpidodendron (لپيدودندرم ) : گیاهی درختی که ارتفاع آن به 30 متر نیز می رسد و قطر آن 60 سانتیمتر بوده است .در راس ساقه و در انتهای شاخه های جوان برگ ها به صورت فشرده و فلسی و مارپیچی روی ساقه قرار می گیرند .اغلب دارای یک رگبرگ میانی بوده و پس از ریزش اثر برگ بر روی ساقه باقی می ماند. بیشترین بخش فسیل شده ساقه این گیاه است . که اثر برگ پس از ریزش به صورت لوزی شکل باقی می ماند. برگ ها در این گیاه تحت نام لپیدوفیلوئیدس و اندام های زایا لپیدواسترابوس نامیده می شوند. از بخش های دیگر که به صورت فسیل شناسایی شده است ریشه این گیاه است که ریشه در این گیاه دیکوتومی بوده و در سطح آن حفرات کروی مشاهده می شوند و تحت عنوان استیگماریا ( Stigmaria ) نامیده می شود . حداکثر گسترش این جنس در وستفالین می باشد .
2) Sigilleria ( سيژيلريا ) : گسترش زمانی این جنس کربونیفر بالایی _ پرمین زیرین است و خاص نیمکره شمالی است . نمونه ای از این جنس در منطقه زاگرس ایران پیدا شده است . که تحت نام سیزلریا پرشیا نامیده می شود . و معتقدند که به قاعده پرمین تعلق دارد . گیاهی درختی بوده است و 10 تا 15 متر ارتفاع داشته و قطر یک متر دارد و تقریبا شبیه به لپیدودندرم است با این تفاوت که اثر برگ بر روی تنه یا ساقه به صورت شش گوش یا گلابی شکل مشاهده می شود برگ ها به صورت خطی سرنیزه ای و بسیار طویل و پهن تر از لپیدودندروم می باشد. دارای یک یا دو رگبرگ است و اندام زایا در این جنس Sigillaostrabus و برگ ها تحت نام Sigllariophyllum و اثر ریشه با عنوان Stigmariopsis نامیده می شوند.
**************************************************************
جنس هاي شاخص گروه پسيلوفيت ها در ایران :
در سيلورين بالايي ظاهر شده اند . ساده و ابتدايي مي باشند و اولين فسيل هاي گياهي مربوط به اين گروه هستند .گياهان علفي و داراي ريزوزم زير زميني بوده که از ساقه هاي صاف و يا داراي زوائد خار مانند تشکيل شده اند.از جنس هاي اين گروه در ايران به " کوکسونيا " و " رينيا " مي توان اشاره کرد.
1) Cocsonia ( کوکسونیا ) : ساقه باریک با تقسییمات دو شاخه ای که راس آنها هاگدان ها قرار دارند
2) Rinia ( رینیا ) : دارای ریزوم استوانه ای که از آن ساقه ای استوانه ای شکل خارج می شود ، می باشد . فاقد ریشه و برگ حقیقی بوده و ساقه ها دیکوتوم و در راس هاگدانها قرار می گیرند .
**************************************************************
جنس هاي شاخص گروه گلسوبتريا در ایران :
از بازدانگان محسوب مي شود و جنس معروف آن " گلوسوبتريس " است که از نظر بازسازي جغرافيايي گذشته و اثبات تکتونيک صفحه اي حائز اهميت بوده است . دلایل اهمیت گلوسبتریس در این است که آثار این گیاه ویژه نیمکره جنوبی در طی کربونیفر بالایی _ پرمین زیرین موجود است و پراکندگی و گسترش ان در بیشتر قاره های مر بوط به گندوانا مشاهده می گردد. امروزه این قاره ها از هم جدا و تنها دلیل پخش و گسترش این گیاه متصل بودن آنها در کربونیفر بالایی _ پرمین زیرین است . اعتقاد براین است که ایران در طی این زمان بخشی از گندوانا بوده است ولی تاکنون آثار برگ این گیاه در ایران مشاهده نشده است ولی دانه های گرده این گیاه گزارش شده است .